اسب ها از زمان های دیرین بدان علت که مذهب قدرت بوده و به سهولت توسط انسان رام شده و همواره مونس

وگره گشای مردم بوده  توجه همگان را به خود جلب کرده است

قدیمی ترین سنگواره هایی که تاریخ ورود اسب به زندگی انسان را نشان میدهد به 25 هزار سال قبل

برمیگردد که اجداد اسب های مروزی که وحشی بوده اند توسط انسان های صحرا نشین اهلی شده اند و به

عنوان وسیله ایی تندرو جهت حمل و نقل مورد استفاده قرار گرفتند این حیوان در صحنه زندگی به منظور" 

ورزش " " تفریح " " جهت کشت برداشت و جابه جایی و جابه جایی


محصولات کشاورزی " " انجام سفرهای کوتاه و بلند " و وسیله ساز پیروزی در میادین جنگ مورد استفاده

فرد و جمع بوده و هست .

استخوان های به دست امده از اسب مربوط به هزاران سال پیش در عصر پاره سنگی است چنین پیداست که

اسب را کم و پیش در روزگاران کهن شکار کرده .

اگرچه همواره اسب ولی حیوانی بود که اهلی کردن ان مشکل بود . نبوغ وهنر وکشف اریائیان در ان است که

اسب را برای اولین بار اهلی کرده و ان را چنان پرورش داده اند که از ارمغان های بزرگ فرهنگ و تمدن

بشری گردیده است.

نام اسب نیز از ایران و زبان پارسی گرفته شده است :

اسب در زبان اوستایی : اسپا

در زبان پهلوی : اسب

در زبان هندی : اسوا

در لهجه کردی : هسپ

در زبان پارسی باستان گاهی انرا  " اسا " میگفتند

اسب به لاتین  " اکوس " وبه یونانی " هیپوس "

اسب را به اکدی" سیسوس " و به کنعانی "عبری سوس " و در عربی " فرس " نامیده میشود.

ایرانیان از روزگاران کهن با اسب اشنایی داشته ان را پرورش داده وبا ان همزیستی داشته.

موید علاقه ایرانیان به اسب اسامی بزرگان و پادشاهان داستانی و غیره داستانی که بانام اسب همراه است "

مانند نام پدر زرتشت

یعنی پوروشسب به معنای:دارنده اسب پیر /گرشاسب : دارنده اسب لاغر / گشتاسب دارنده اسب نر امده است .