اسب ها گریه نمی کنند
کرگی را برای سوارکاری تربیت کرده بودند ،اتفاقآ اسب کهر تند و
تیزی شده بود و
چند بار سوارکارش را در مسابقات به مقام قهرمانی رساند اما این
اواخردیگر پیر
شده بود و فقط بارکشی میکرد
روزی در راه حمل علوفه سنگی از زیز پای اسب لغزید و از کوه پرت شد
استخوان یک دست و چند دنده اش شکست
صاحبش هرچه تلاش کرد نتوانست اسب را از زمین بلند کند
دیگر امیدی به نجاتش نداشت
ساعت ها کنار اسب نشست و گردنش را نوازش کرد ،به یاد روزهای قهرمانی و
شادی شیهه های پیروزی افتاد
دانه های درشت اشکش با یال های سیاه اسب درهم آمیخت
هوا کاملا تاریک شده بود که از پیش اسب بلند شد
اسب وفادار که استخوان شکسته دست از پوست براق و خون الودش
بیرون زده بود
بی هیچ ناله ای با چشمان درشت و زیبایش صاحب مهربانش را نگاه میکرد
صدای گلوله سکوت شب را شکست.....
به راستی چرا اسب ها گریه نمیکنند؟
Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA
آبراهام لینکن مرگش را در رویا دید !!
آبراهام لینکن مرگش را در رویا دید !!
یکی از افرادی که گفته شده مرگش را در خواب دیده " ابراهام لینکن رئیس جمهور امریکا است
" لینکن در سال 1865 از رویای خود با یکی از دوستانش تعریف کرد
وارد هیل لامون خواب رئس جمهور را یادداشت کرد : { در خواب دیدم سکوت مرگباری
اطرافم را گرفته سپس نجوا های ارامی را در اطرافم شنیدم مثل ان بود که عده ای میگریستند از
رختخواب برخاستم و به طبقه پایین رفتم و به اتاق شرقی رسیدم در انجا بامنظره ناخوشایندی
مواجه شدم در برابرم کفنی بود جسدی روی ان قرار داشت مردم باحالتی اندوهناک به جسد
مینگریستند از سربازی پرسیدم : چه کسی در کاخ سفید مرده ؟ او پاسخ داد : رئیس جمهور؛
جنایت کاری او را کشت }
چند روز بعد در 14 اوریل لینکن توسط " جان ویلکی بوث " در تئاتر فورد واشنگتن به قتل رسید
جسد او به اتاق شرقی کاخ سفید برده شد.
منبع:نشریه دانستنیها

به نام خدای اسب ها